ابراهيم عاملي ( موثق )
177
تفسير عاملي ( فارسي )
در آسمان وجود دارد كه هركس نميتواند آن را بخواند و نه آن را بشنود ، جمله ى ذرات عالم در نهانى شب و روز بما ميگويند : ما سميعيم و بصيريم و هشيم با شما نامحرمان ما خامشيم در طبيعت به غير از صداهاى معمولى نداهاى ديگر هم هست كه فقطَّ پيامبران و نابغه ها آن را ميشنوند و به صورت آئين يا ادبيّات به دنيا ميدهند ، ولى به نظر همه ، بىصدائى و سكوت مرگ حكم فرما است . صدائى كه از عالم بالا از آن طرف ستارگان ، صافتر از قطره ى شبنم ، نازكتر از وزش نسيم صبحانه ، به شكل وحى و به طرز الهام ميآيد ، براى شنيدنش قلبى پاكيزه ميخواهد و روانى روشن ، محمّد بدنبال اين صدا بود . اين است خلاصه ى تعريف ديگران در معنى وحى ، ليكن در نظر ما : حقيقت مطلب اين است كه در دنيا مردانى بودهاند داراى استعداد مخصوص كه براى هدايت بشر به آنها عنايت شده است ، همانطور كه ديگر احتياجات بشر برايش مهيّا شده است ، و بموجب همان استعداد آنچه مصلحت بشر زمان خودشان بوده است درك ميكردهاند ، و با نفوذ مخصوص كه بامر حقّ در چشم و زبان آنها بوده است با مردم رو برو ميشدهاند و آنها را رهبرى ميكردهاند ، و همين است معنى حقيقى اين كه ميگويند : پيغمبر عقل ظاهر است همانطور كه شعور آدمى عقل باطن او است ، پس پيغمبر يعنى عقل اجتماع بشر كه براى رفع جهل يك جامعه يا همه ى انسانها از جانب خداوند مأمور مىشود . استفاده ى دوّم ما از اين آيات جمله ى « كَلَّمَ اللَّه مُوسى » ممكن است براى جلب نظر يهود آن روز گفته شده است كه طرف معارضه با پيغمبر ( ص ) بودهاند تا شخصيّت و اعتبار بيشتر براى موسى نمودار شود ، و آن يهود با قرآن مأنوس شوند و بشنيدن آن رغبت كنند ، چنان كه در نقل از مجمع البيان نوشتيم كه چون يهود اين جمله را شنيدند گفتند : آن حضرت را بر ديگران ترجيح داد . و البتّه نبايد اعتراض شود كه اين توجيه مستلزم اغفال و گولزدن است ، چون اظهار يك حقيقت با جمله اى كه به